خانه
گاما

درسنامه آموزشی دین و زندگی (2) کلاس یازدهم ریاضی و تجربی

درس 8: احیای ارزش‌های راستین

بازدید25/4 K
تاریخ بروزرسانی1401/09/23

امیرالمؤمنین علی وقتی رفتار مسلمانان روزگار خود را مشاهده می‌کرد، با روشن بینی و درک عمیقی که از نتیجهٔ رفتارها و وقایع داشت، سرنوشت و آیندهٔ نابسامان جامعهٔ اسلامی را پیش بینی می‌کرد و در زمان‌های مختلف و در سخنرانی‌های متعدد، مسلمانان را نسبت به عاقبت رفتارشان بیم می‌داد. آن امام در یکی از سخنرانی‌ها، خطاب به مردم فرمود:
«به زودی پس از من، زمانی فرا می‌رسد که در آن زمان، چیزی پوشیده‌تر از حق و آشکارتر از باطل و رایج‌تر از دروغ بر خدا و پیامبرش نباشد. نزد مردم آن زمان، کالایی کم بهاتر از قرآن نیست، وقتی که بخواهد به درستی خوانده شود و کالایی رایج‌تر و فراوان‌تر از آن نیست، آنگاه که بخواهند به صورت وارونه و به نفع دنیاطلبان معنایش کنند. در آن ایام، در شهرها، چیزی ناشناخته‌تر از معروف و خیر و شناخته شده‌تر از منکر و گناه نیست».

امام پس از بیان اوضاع و احوال پس از خود و آگاه کردن مردم و هشدار به آنها فرمود:
«در آن شرایط، در صورتی می‌توانید راه رستگاری را تشخیص دهید که ابتدا پشت کنندگان به صراط مستقیم را شناسایی کنید و وقتی می‌توانید به عهد خود با قرآن وفادار بمانید که پیمان شکنان را تشخیص دهید؛ و آن گاه می‌توانید پیرو قرآن باشید که فراموش کنندگان قرآن را بشناسید».
آن گاه امیرمؤمنان، راه حل نهایی را بیان می‌کند و می‌فرماید:
«پس همهٔ اینها را از اهلش طلب کنید. آنان‌اند که نظر دادن و حکم کردنشان، نشان دهندهٔ دانش آنهاست، آنان هرگز با دین مخالفت نمی‌کنند و در دین اختلاف ندارند».

تفکر در حدیث (صفحهٔ 99 کتاب درسی)

 

1- با تأمل در سخنان امیرالمؤمنین علی (ع)، سه مورد از نشانه‌های بازگشت مسلمانان به دورهٔ جاهلیت را بیان کنید.
الف) پوشیده بودن حق، آشکار بودن باطل و رایج بودن دروغ بر خدا و پیامبر (ص)
ب)‌ کم بها بودن قرآن وقتی بخواهد به درستی خوانده شود و رایج بودن آن وقتی به صورت وارونه معنا شود.
ج) در حاشیه و انزوا قرار گرفتن خوبی‌ها و نیکی‌ها و شایع شدن گناه و فساد

2- برای نجات از گمراهی و تشخیص راه حق، امیرالمؤمنین چه پیشنهادی به مردم می‌دهد؟
1- پشت کنندگان به صراط مستقیم را شناسایی کنید
2- برای وفای عهد خود با قرآن شکنندگان پیمان را تشخیص دهید
3- برای پیرو قرآن بودن فراموش کنندگان قرآن را بشناسید
4- پس همه‌ی این‌ها را از اهلش طلب کنید

3- فکر می‌کنید مصداق پیشنهاد امام علی چه کسانی‌اند؟ اهل بیت و معصومین (ع)

 همان طور که در درس قبل خواندیم، به علت عدم توجه مسلمانان به هشدارهای امیرالمؤمنین علی (ع)، آنچه آن امام پیش بینی می‌کرد، به وقوع پیوست؛ بنی امیه بر مردم حاکم شدند و دنیای اسلام را تا حدّ زیادی به دوران جاهلیت بازگرداندند. با وجود این شرایط سخت و بحرانی، ائمهٔ اطهار از پا ننشستند و به شکل‌های گوناگون با این حاکمان مبارزه کردند و در مقابل تفسیرهای غلط از اسلام و تحریف دین، آموزه‌های قرآن و سخنان واقعی پیامبر را در اختیار جامعه قرار دادند. تلاش و مجاهدت امامان را می‌توان در قالب مسئولیت‌های دوگانه مقام امامت بررسی کرد:

الف) اقدامات مربوط به مرجعیت دینی

1- تعلیم و تفسیر قرآن کریم: در حالی که حاکمان زمان به افراد فاقد صلاحیت میدان می‌دادند تا قرآن را مطابق با اندیشه‌های باطل خود تفسیر کنند، امامان بزرگوار در هر فرصتی که به دست می‌آوردند، معارف این کتاب آسمانی را بیان می‌کردند و رهنمودهای آن را آشکار می‌ساختند. در نتیجهٔ این اقدام، مشتاقان معارف قرآنی توانستند از این کتاب الهی بهره ببرند.

بیشتر بدانیم
نمونه‌های فراوانی از تفسیرهای ناروای افراد فاقد صلاحیت و اقدامات روشنگرانهٔ ائمهٔ اطهار در تاریخ نقل شده است که به یک مورد، اشاره می‌کنیم: در زمان برخی از ائمهٔ اطهار گروهی پیدا شدند که گمان می‌کردند خداوند جسم دارد. آنان برای اثبات اندیشهٔ خود از بعضی عبارت‌های قرآن نظیر «یَدُ اللِّٰه فَوقَ اَیدیهِم: دست خداوند بالای دست‌هایشان است» کمک می‌گرفتند.

امامان بزرگوار توضیح می‌دادند که آیات قرآن را با آیه‌های دیگر باید تفسیر کرد. قرآن کریم می‌فرماید: «لَیسَ کَمِثِلهٰ شَیءٌ: هیچ چیزی مانند او [خدا] نیست»؛ پس، نمی‌توان دستی مانند دست انسان‌ها برای خدا تصور کرد. در عربی «ید»، علاوه بر دست، به معنای «قدرت» هم به کار می‌رود. بنابراین، تفسیر آیه این است که قدرت خداوند از همهٔ قدرت‌ها برتر است.

2- حفظ سخنان و سیرۀ پیامبر : در درس قبل دیدیم که بعد از رحلت رسول خدا نوشتن سخنان ایشان ممنوع شد و این ممنوعیت آثار زیان باری برای مسلمانان داشت. البته امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه به این ممنوعیت توجه نکردند و سخنان پیامبر را به فرزندان و یاران خود آموختند و از آنان خواستند که این آموخته‌ها را به نسل‌های بعد منتقل کنند.

نمونه: حدیث زنجیرۀ طلایی

هنگامی که امام رضا به اجبار مأمون، از مدینه به مرو، پایتخت حکومت این خلیفهٔ عباسی می‌رفت، در مسیر حرکت خود به نیشابور رسید. هزاران نفر از مردم به استقبال ایشان آمده بودند و گروه زیادی از آنان، قلم‌هایشان را آماده کرده بودند تا هرچه امام می‌گوید، بنویسند و برای خود و آیندگان نگه دارند. وقتی امام در جمع مردم قرار گرفت، به امام اصرار کردند تا برایشان سخن بگوید. امام به آنان فرمود:
«من از پدرم، امام کاظم (ع) شنیدم و ایشان از پدرش، امام صادق (ع) و ایشان از پدرش، امام باقر (ع) و ایشان از پدرش، امام سجاد (ع) و ایشان از پدرش، امام حسین (ع) و ایشان از پدرش، امام علی (ع) و ایشان از رسول خدا (ص) شنید که فرمود: خداوند می‌فرماید:
کَِلمَةُ لا الٰهَ الَّا اللّٰهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی؛
کلمهٔ لا اله الّا اللّٰه قلعهٔ محکم من است، هرکس به این قلعهٔ محکم من وارد شود، از عذاب من در امان است».
پس از اندکی درنگ، امام فرمود:
بِشُروطها و أَنا مِن شروطها؛ اما به شرط‌های آن، و من از جملهٔ شرط‌های آن هستم.

مقصود امام این بود که توحید تنها یک لفظ و شعار نیست، بلکه باید در زندگی اجتماعی ظاهر شود و تجلی توحید در زندگی اجتماعی با ولایت امام که همان ولایت خداست، میسر می‌شود.
شیوه بیان امام در نقل این حدیث نشان می‌دهد که چگونه احادیث رسول خدا (ص)، از امامی به امام دیگر منتقل می‌شده است. این حدیث، به جهت توالی و پشت سرهم آمدن اسامی پیشوایان معصوم در آن، به حدیث سلسلة الذهب (یعنی زنجیرهٔ طلایی) مشهور است.

3- تبیین معارف اسلامی متناسب با نیازهای نو: با گسترش سرزمین‌های اسلامی، سؤال‌های مختلفی در زمینه‌های احکام، اخلاق، افکار و نظام کشورداری پدید آمد. ائمهٔ اطهار با اینکه با حاکمان زمان خود مخالف بودند، اما به دور از انزوا و گوشه گیری و با حضور سازنده و فعال، با تکیه بر علم الهی خود، دربارهٔ همهٔ این مسائل اظهارنظر می‌کردند و مسلمانان را از معارف خود بهره مند می‌ساختند. ثمرهٔ این حضور سازنده، فراهم آمدن کتاب‌های بزرگ در حدیث و سیرهٔ ائمهٔ اطهار در کنار سیره پیامبر و قرآن کریم است. در میان این کتاب‌ها می‌توان از کتاب «نهج البلاغه» از سخنان حضرت علی و کتاب «صحیفهٔ سجادیه» از دعاهای امام سجاد (ع)، نام برد.

بیشتر بدانیم: اوّلین قانون بازنشستگی

حکومت اسلامی در زمان امیرالمؤمنین توسعه پیدا کرده بود و این مسئله موجب پدید آمدن شغل‌‌های زیادی در جامعه شده بود؛ در نتیجه روابط اقتصادی تغییر زیادی کرده و جامعه نیازمند قوانین جدیدی بود که متناسب با شرایط جدید باشد.
به عنوان نمونه، روزی امیرالمؤمنین علی (ع) در حال گذر از کوچه پس کوچه‌های کوفه بود که نگاهش به پیرمردی افتاد که در گوشه‌ای نشسته و دست نیاز به سوی مردم بلند کرده است. امام پرسید: این مرد کیست و چرا گدایی می‌کند؟ حاضران با بی اعتنایی گفتند: مسیحی است!
امام فرمود: «تا وقتی توانایی داشت، از او کار کشیدید و اکنون که پیر شده و قدرت کار کردن ندارد او را به حال خود واگذاشته اید؟! برعهدهٔ حکومت است که تا زنده است، هزینهٔ او را بر عهده بگیرد. بروید از بیت المال به او مستمری بدهید».
بدین ترتیب، برای اولین بار، امیرالمؤمنین «قانون بازنشستگی» را به عنوان یک وظیفهٔ اسلامی پیشنهاد کرد و خودش هم به اجرا درآورد.

به هر ترتیب، تلاش ائمه سبب شد که حقیقت اسلام برای جویندگان حقیقت پوشیده نماند و کسانی که طالب حقیقت‌اند بتوانند در میان انبوه تحریفات به تعلیمات اصیل اسلام دست یابند و راه حق را از باطل تشخیص دهند.

بررسی (صفحهٔ 102 کتاب درسی)

 

در درس قبل با شرایط و مشکلات اجتماعی عصر ائمه آشنا شدیم. اکنون توضیح دهید که اقدام این بزرگواران، پاسخ گوی کدام یک از مشکلات آن دوره بوده است؟
«اقدام برای حفظ سخنان و سیرۀ پیامبر (ص)» باعث گردید تا آثار ناشی از ممنوعیت نوشتن احادیث پیامبر اکرم (ص) کم فروغ گردد. «تبیین معارف اسلامی متناسب با نیازهای نو» و «تعلیم و تفسیر قرآن کریم» زمینه‌های کاهش آثار تحریف در معارف اسلامی و جعل حدیث و تبدیل حکومت عدل نبوی به سلطنت را فراهم آورد.

ب) مجاهده در راستای ولایت ظاهری

امامان بزرگوار، به دو علت با حاکمان زمان خود مبارزه می‌کردند:
اوّل، آنکه رهبری و اداره جامعه از جانب خداوند به آنان سپرده شده و لازم بود برای انجام دادن این وظیفه به پا خیزند و در صورت وجود شرایط و امکانات، حاکمان غاصب را برکنار کنند تا با تشکیل حکومتی بر مبنای اسلام راستین، قوانین دین را به اجرا درآورند و عدالت را برقرار سازند.
دوم، آنکه این حاکمان غاصب، قوانین اسلام را زیر پا می‌گذاشتند و به مردم ستم می‌کردند؛ امامان نیز وظیفه داشتند که براساس اصل امر به معروف و نهی از منکر با آنان مقابله کنند و مانع زیر پا گذاشتن قوانین اسلام شوند و از حقوق مردم دفاع نمایند.

اصول کلی امامان در مبارزه با حاکمان

امامان در مبارزه‌ای که با حاکمان جور داشتند، از اصولی پیروی می‌کردند که در اینجا برخی از آنها را بیان می‌کنیم:
1- عدم تأیید حاکمان: امامان، هیچ یک از حاکمان غاصب عصر خویش را به عنوان جانشین رسول خدا تأیید نمی‌کردند و این موضوع را به شیو‌ه‌های مختلف به مردم اطلاع می‌دادند. آنان اگرچه تفاو‌ت‌های اخلاقی و رفتاری حاکمان را در نظر می‌گرفتند و اگر حاکمی در موردی بر طبق دستور اسلام عمل می‌کرد، آن مورد را تأیید می‌کردند، اما در غصب خلافت و جانشینی رسول خدا همه را یکسان می‌دیدند.

2- معرفی خویش به عنوان امام بر حق: آن بزرگواران، همواره خود را به عنوان امام و جانشین بر حق پیامبر اکرم معرفی می‌کردند؛ به گونه‌ای که مردم بدانند تنها آنها جانشینان رسول خدا و امامان بر حق جامعه‌اند.
به طور مثال، امام صادق در روز عرفه و در مراسم حج که جمعیت زیادی از مسلمانان از سراسر سرزمین‌های اسلامی حضور داشتند، در میان انبوه جمعیت، حق حکومت را از آن خود اعلام نمودند و فرمودند: «ای مردم! رسول خدا امام و رهبر بود، پس از او علی و سپس حسن و حسین و علی بن حسین و محمدبن علی به ترتیب امام بودند و اکنون من امام هستم».

3- انتخاب شیوه های درست مبارزه: امامان، شیوهٔ مبارزه با حاکمان را متناسب با شرایط زمان بر می‌گزیدند؛ به گونه‌ای که هم تفکر اسلام راستین باقی بماند، هم به تدریج، بنای ظلم و جور بنی امیه و بنی عباس سست شود و هم روش زندگی امامان (ع)، به نسل‌های آینده معرفی گردد.
رفتار ائمهٔ اطهار در طول 250 سال بعد از رحلت پیامبر تا امامت امام عصر و غیبت ایشان، چنان مکمل یکدیگر است که گویی یک شخص می‌خواهد برای رسیدن به یک مقصد مسیری را بپیماید، ولی مسیر یک دست نیست؛ گاهی هموار است و گاهی ناهموار، گاهی لغزنده و خطرناک است و گاهی دشوار! ولی همه این جاده با همهٔ این اختلاف‌ها به یک هدف ختم می‌شود، به گونه ای که گویی یک انسان است که 250 سال زندگی کرده است و در شرایط مختلف سیاسی و فرهنگی روش‌های مناسب را برگزیده و عمل کرده است.

بررسی (صفحهٔ 104 کتاب درسی)

 

سیره و روش امام حسن در صلح با معاویه و سیره و روش امام حسین در قیام علیه یزید را با یکدیگر مقایسه کنید و بگویید:
به نظر شما اگر امام حسن در زمان حکومت یزید زندگی می‌کرد، با یزید بیعت می‌کرد؟ چرا؟
خیر زیرا امامان (ع)، شیوۀ مبارزه با حاکمان را متناسب با شرایط زمان بر می‌گزیدند و شخصیت یزید برخلاف معاویه، قبول ادامۀ حکومت وی از جانب هیچ‌کدام از ائمه معصومین (ع) را نمی‌داد.

 البته خشونت و ستمگری حاکمان بنی امیه و بنی عباس در بیشتر این سال‌ها به گونه‌ای بود که اگر کسانی به عنوان پیرو و شیعهٔ امامان شناخته می‌شدند به سختی آزار و اذیت می‌شدند و در بسیاری مواقع به شهادت می‌رسیدند. از این رو، ائمهٔ اطهار می‌کوشیدند آن بخش از اقدامات و مبارزات خود را که دشمن به آن حساسیت دارد، در قالب «تقیّه» پیش ببرند؛ یعنی اقدامات خود را مخفی نگه دارند، به گونه‌ای که در عین ضربه زدن به دشمن، کمتر ضربه بخورند. از جملهٔ این موارد، ارتباط میان امامان و یاران آنها در نقاط مختلف سرزمین اسلامی بود. امامان ما با مخفی نگه داشتن این ارتباط‌ها نمی‌گذاشتند حاکمان بنی امیه و بنی عباس، یاران صمیمی و قابل اعتماد و فداکار آنان را شناسایی کنند و به شهادت برسانند.

بیشتر بدانیم

علی بن یقطین از اصحاب امام کاظم بود. وی دورهٔ نوجوانی و جوانی خود را در عصر امام صادق گذراند و در دورهٔ امام کاظم از یاران صمیمی آن حضرت شد.
با سقوط حکومت اموی و تشکیل حکومت عباسی، علی بن یقطین به حکومت عباسیان راه یافت و از کارگزاران حکومت عباسی شد. با توجه به اوضاع سخت شیعیان در دورهٔ امام کاظم که ناشی از ستمگری‌های «هارون» بود، امام به علی بن یقطین دستور داد، تلاش کند که در دربار هارون موقعیت بهتری پیدا کند، تا شاید بتواند کمکی به یاران امام کاظم بکند و از سختی‌های آنها بکاهد و به نهضت سرّی امام کمک کند.
از همین جهت، وی توانست یکی از مشاوران نزدیک هارون و از افراد مورد اعتماد وی شود. در تمام مدتی که عهده دار این سمت بود، بدون اینکه هارون از شیعه بودنش مطلع شود، پناهگاهی مطمئن برای شیعیان بود و به روش‌های غیرمستقیم، مانع تضعیف مالی شیعیان و غارت اموال آنها توسط هارون و دستگاه حکومتی وی می‌شد.
پسر علی بن یقطین می‌گوید: امام کاظم هر چیزی لازم داشت و هر کار مهمی که پیش می‌آمد، به پدرم نامه می‌نوشت تا آن کار را انجام دهد. گاهی هم که کارهای مهم و حساسی پیش می‌آمد، به پدرم می‌فرمود که این کار را با همکاری هشام بن حکم انجام دهد.

چندبار علی بن یقطین از سختی این مسئولیت نزد امام کاظم شکایت کرد. امام به وی فرمود:

خداوند، مردان محبوبی در میان ستمگران دارد که به وسیلهٔ آنان، از بندگان خوب خود حمایت می‌کند و تو از آن مردان محبوب خدایی.

یکی از اقدامات علی بن یقطین شرکت دادن اصحاب و یاران امام کاظم در مراسم حج بود. وی تعدادی از اصحاب را به حج می‌فرستاد و مخفیانه هزینهٔ آنان را تأمین می‌کرد. این اصحاب به حج می‌رفتند و در گفت وگوها و مناظره‌ها شرکت می‌کردند و به ترویج فرهنگ شیعی می‌پرداختند.

 اکنون، ما پیرو و شیعهٔ امامانی هستیم که جان و همهٔ زندگی خود را برای نجات و رستگاری انسان‌ها، فدا کردند و به پیشگاه الهی رفتند. البته آنان هم اکنون ناظر بر ما هستند و به پیروان خود می‌نگرند تا ببینند آنان چه می‌کنند. پس وظیفه ما این است که به گونه‌ای زندگی کنیم که سبب بدبینی دیگران نسبت به شیعیان نشویم و بدانیم که شیعه بودن تنها به اسم نیست؛ بلکه اسم باید با عمل صالح همراه باشد تا پیرو حقیقی آنان شویم. امام صادق خطاب به شیعیان خود فرمودند:

«مایهٔ زینت ما باشید، نه مایهٔ زشتی ما»

برنامه ریزی (صفحهٔ 105 کتاب درسی)

 

ائمهٔ اطهار از ما شیعیان خواسته‌اند به گونه‌ای زندگی کنیم که مایهٔ زیبایی آنان باشیم؛ بگویید با چه برنامه‌ها و اقداماتی می‌توانیم به این هدف برسیم؟
1- از اهانت و توهین به مقدسات سایر مسلمانان خودداری کنیم.
2- رفتارهای انسان دوستانه و مطابق با فرما‌های الهی داشته باشیم.
3- از غیبت، دروغ و رزائل اخلاقی دیگر بپرهیزیم و فضائل اخلاقی را کسب کنیم.

و چه کارهایی ما را از این مسیر دور می‌کند؟
خیانت در امانت، بد زبانی، انجام گناهان و دور بودن از آموزه‌های قرآنی و اخلاق معصومین (ع)

دانش تکمیلی (صفحهٔ 105 کتاب درسی)

 

برای آشنایی با برخی از روش‌های مبارزه امامان، به سایت گروه قرآن و معارف، بخش «دانش تکمیلی» مراجعه کنید.

بیشتر بدانیم: محبت با معرفت

در عشق و محبت به اهل بیت توجه به موارد زیر ضروری است:
1- این محبت و دوستی را با معرفت و شناخت عمیق نسبت به آنان همراه کنیم. محبت‌های آمیخته با جهل، همواره خطرناک است و در بسیاری از موارد به رفتارهایی منجر می‌شود که خدای متعال و پیشوایان دین از آنها بیزارند.
امام علی می‌فرماید:

«دو تن در رابطهٔ با من هلاک شدند: دوستی که (در دوستی‌اش) زیاده روی می‌کند (و مرا از مرتبهٔ ولایت و امامت بالاتر می‌برد) و دشمنی که در دشمنی با من پای می‌فشرد.»

2- سیرهٔ پیامبر اکرم و اهل بیت نشان می‌دهد که آنان با ادعای محبت بدون معرفت و بدون عمل، مبارزه کرده و پیروان خود را از آن منع کرده‌اند. بنابراین، میزان نزدیکی هرکس به آنان به مقدار محبت همراه با معرفت و عمل است.
یکی از یاران امام صادق می‌گوید: روزی به دیدار امام رفتم. ایشان به من فرمود:

«سلام ما را به دوستانمان برسان و به آنان اعلام کن پاداش الهی را جز با عمل و ولایت ما را جز با خویشتن داری به دست نمی‌آورند».

3- محتوای مراسم جشن یا سوگواری اهل بیت (ع)، از قبیل اشعار، سرودها و مداحی‌ها باید به گونه‌ای انتخاب شود که بیانگر محبت همراه با معرفت و سازگار با احکام شرعی باشد. اشعار و عبارات سطحی و پیش پاافتاده و انجام حرکات نسنجیده به بهانهٔ شادی یا سوگواری، موجب رنجش آن بزرگواران می‌شود.

توجیهاتی از قبیل «در هنگام ابراز محبت، آداب را باید کنار گذاشت، «اهل بیت انسان‌هایی بزرگوارند و از خطای ما می‌گذرند» و...، هیچ کدام در درگاه الهی و پیشگاه اهل بیت پذیرفته نیست. این مراسم باید تجلی گاه عفاف و حجاب، عفت در کلام، انجام به موقع واجبات دینی مانند نماز، کمک به همنوعان، دوری از اسراف و تبذیر، رعایت حقوق همسایگان، دوری از رقابت‌ها و حسادت‌ها و در یک کلام، باید تجلی گاه معرفت ائمه باشد. از این رو باید مطمئن باشیم که برنامه‌ها و کارهای ما در مراسم دینی، موافق احکام الهی است. در مواردی که برای ما مشکوک است، به عالمان دین در شهر و دیار خود مراجعه کنیم و نظر آنان را جویا شویم تا با اطمینان خاطر، آن اعمال را انجام دهیم.

درس 8: احیای ارزش‌های راستین